محمد مهريار
100
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
صورت شهرى شدن به خود مىگيرد . اتكاى به نفس و محصولات محلى كم مىشود و مختصر صنعت روستا نابود مىگردد و خلاصه ديه به شهر محتاج مىشود . ديوارهاى آجرى و درهاى آهنى ، نمودار بارزى از اين حالت است . بنابراين چيزى باقى نمىماند ، جز كلمهء باشكوه نام آنكه گفتيم در تقطيع « ازى + ر + ان » است و جزء اول از ريشهء زيستن و حرف « ر » وقايه و « ان » پسوند نسبت و كثرت است . اژيه EJ ? iye ( h ) اژيه و به زبان رايج محلى اجيه ديهى است بزرگ در روستاى رودشت در خاور اصفهان افتاده بر كنار رودخانهء زايندهرود . دهستان رودشت آخرين بلوك اصفهان در سمت خاور و آخرين آبخور زايندهرود است . ناحيت رودشت از اين پيش بسيار آباد بوده است . چنان كه وضع حاضر ديهها نشان دهندهء اين معنى مىباشد . حمد الله مستوفى در اوايل قرن هشتم هجرى مىگويد : « ناحيت رودشت شصت پاره ديه است و فارفاآن قصبهء آن و قولتان ، « 1 » ورزنه ، اسكران ( كذا ) و كمندان معظم قراى آن و اين ديهها را كه معظم قرى مىخوانند ، از آنهاست كه در ديگر ولايت شهر خوانند . زيرا كه در هريك از آن ديهها كموبيش هزار خانه باشد و بازار و مساجد و خانقاه و حمامات . . . » . « 2 » امروز نيز آن شصت پاره ديه هست و يا اثرى ولو صرفا واژهاى و نام صحرايى از آنها باقى است ، ولى نه بدانگونه كه حمد الله مستوفى آورده است . از آن مسجدها ، گاه و بىگاه نشانى مىبينيم . چنان كه مسجد فارفاآنكه بعدها ياد خواهيم كرد بسيار كهن است و از خانهها و كوشكها و آثار ديگر از قبيل برجها و باروها و اسامى صحراها دلايل و امارات بسيار بر قدمت و سابقهء كهن اين امكنه مىتوان به دست آورد . در فارفاآن صحرايى است به نام باغ كوشك و يك ساختمان گلى بزرگى كه تا چند سال پيش با عظمت و وجاهت وجود داشت . وقتى آن را مىديدى ، مىپنداشتى كه جزء عظيمى از عمارتى جسيم و حجيم بوده است و چنين مىنمود كه كوشكى بوده است و اين صحراى وسيع هم باغى منسوب به آن
--> ( 1 ) - اين ديه را امروز قورتان معادل گورتان مىخوانند . ( 2 ) - ن . ك . به : نزهة القلوب حمد الله مستوفى .